تبليغاتX
سپیده

مجسمه جیمز وات در قلب گلاسکو(میدان جرج)

شهر زيباي گلاسكو(یا گلاسگو)، با آن مردمان زنده‌دل، پايتخت اسكاتلند است.
ساكنان اين شهر، همچون ساير اسكاتلندي‌هاي ديگر، افرادي ميهمان‌دوست هستند كه در خانه‌هايشان به روي دوستان و آشنايان باز است و هر كسي كه بخواهد در زندگي ساده و نشاط‌آميز آنها شريك شود را به آساني مي‌پذيرند.
 اما اين مردمان خوش رو بسيار خرافاتي‌اند. مثلا آنها بر اين باورند كه اولين مهماني كه در سال نو (كه در اين كشور به ‌هاگمني معروف است) به خانه شما بيايد، بدبختي و يا خوشبختي در سال جديد را برايتان به همراه خواهد داشت! اين رسم عجيب و غريب، اولين قدم نام دارد.

از ديگر خرافات اسكاتلندي‌ها به ويژه در شهر «گلاسكو» اجراي سرود «الدلانگ‌سين» در نيمه شب سال نوست. در اين شب، بشكه‌هاي قير آتش زده  در خيابان‌ها غلت داده مي‌شوند تا اينچنين سال كهنه سوخته و سال جديد اجازه ورود يابد.

 بايد گفت در يك خانه معمولي شهر گلاسكو، غذاهايي را كه سوييسي‌ها يا فرانسوي‌ها با دقت و حوصله فراوان تهيه مي‌كنند ،نمي‌توانيم بيابيم. اساسا اسكاتلندي‌ها، سبزي‌خوار نيستند و با غذاهايي كه با گياهان درست مي‌شود، ناآشنايند و به انواع گوناگون سالاد نيز علاقه‌اي ندارند.

كار در آشپزخانه با آرامش و سادگي انجام مي‌پذيرد زيرا غذاها بسيار ساده‌اند. البته اين را از نظر نبايد دور داشت كه غذاهاي اسكاتلندي، مغذي و لذيذند.

 ماهي، در اين كشور، تازه تهيه و سرو مي‌شود و زنان خانه‌دار، به جاي ماهي يخ زده‌اي كه از راه دور آمده باشد با ماهي‌اي سر و كار دارند كه چند دقيقه پيش از دريا گرفته شده و همين امر در مزه مطبوع غذاهاي آنها بسيار موثر است.

 غذاي محبوب مردم اسكاتلند ،«شورباي جو دو سر» است كه به ندرت مي‌توان اين غذا را در ساير كشورهاي اروپايي يافت.

در ميان اروپايي‌ها، اسكاتلند به سرزمين نان و شيريني معروف است زيرا در اين كشور، انواع نان‌ها، شيريني‌ها و كيك‌ها تهيه مي‌شود كه اين امر از عمق علاقه مردم اين سامان به انواع شيريني‌جات حكايت دارد. نان‌هاي اسكاتلندي، هر كدام نام خاصي دارد و با غذاي خاصي نيز صرف مي شود.


در شهر گلاسكو، رستوران‌هاي خارجي متعددي وجود دارد كه عمده مشتريان‌شان نيز يا گردشگراني هستند كه براي ديدن جاذبه‌هاي توريستي اين كشور به گلاسكو آمده‌اند يا نوجوانان و جواناني كه ترجيح مي‌دهند ساعاتي از شب را به اتفاق دوستان‌شان در اين رستوران‌ها سپري كنند.

(تصویر بالا:یک رستوران خارجی در گلاسگو)


مردم گلاسكو عادت دارند در شب‌هاي بلند زمستان گرد هم آمده و كهن‌ترين سرودها و شاهكارهاي ادبي كشورشان را براي يكديگر بخوانند. اهالي نقاط كوهستاني اين سامان، روز هنگام شعر و ترانه مي‌خوانند. براي سرودهاي محلي اين كشور، جز صداي آدمي هيچ‌گونه آلت موسيقي نياز نيست. اين سرودها حتي به گوش كساني كه زبان اسكاتلندي نمي‌دانند، خوش‌نوا و زيبا مي‌آيد زيرا  لبريز از معني و احساسند.

مردم گلاسكو همچون ساير اسكاتلندي‌ها به سرودهاي مذهبي بسيار علاقه‌مندند. آنها  وقتي  آوازهاي مذهبي مي‌خوانند، شنونده حقيقتا به شور مي‌آيد. آنها عادت دارند ترانه‌هاي زيباي كشورشان را همواره زمزمه كنند بنابراين اگر روزي به گلاسكو رفتيد و صداي اين زمزمه‌ها را شنيديد، خيلي تعجب نكنيد زيرا هر اسكاتلندي فطرتا يك موسيقي‌دان است حتي اگر در تمام طول عمرش به سازهاي موسيقي دست نزده باشد.

پی نوشت:

چند نکته  خواندنی و مهم  از گلاسکو که دانستن آن خالی از لطف نیست:

این شهر در سال ۱۹۹۹ به عنوان شهر برتر بریتانیا در معماری و طراحی برگزیده شده است .

گلاسگو پس از لندن بزرگ‌ترین مرکز خرید بریتانیا است .

به خاطر سابقه تجارت دریایی و دارا بودن دانشگاه تبدیل به بزرگ‌ترین مرکز ساخت ماشین‌های سنگین مانند کشتی و لوکوموتیو در جهان شده است .

این شهر دارای قدیمی ترین متروی جهان بعد از بوداپست و لندن است .

گلاسگو  دارای قدیمی‌ترین دانشگاه‌های بریتانیا است. دانشگاه گلاسگو که در سال ۱۴۵۱ میلادی تأسیس شده، یکی از ۴ دانشگاه قدیمی بریتانیا است و نقش بسیار مهمی در دوران روشنگری اروپا و پس از آن در انقلاب صنعتی ایفا کرده است.

دانشگاه‌های بزرگ گلاسگو عبارت‌اند از:

دانشگاه گلاسگو (University of Glasgow)
دانشگاه استرَت‌کلاید (University of Strathclyde)
دانشگاه کلدونین (Glasgow Caledonian University)
دانشگاه غرب اسکاتلند (University of the West of Scotland)
مدرسه هنر گلاسگو (Glasgow School of Art)


و یک نکته جالب و عشقی:

 گلاسگو به همراه دوبلین و پاریس سه شهر اروپایی هستند که در روز والنتاین لقب «شهر عشق» را به یدک می‌کشند، آنهم به این دلیل که بقایای والنتاین قدیس در کلیسایی در این شهر نگهداری می‌شود. از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتاین میزبان فستیوالی به نام «فستیوال عشق» می‌باشد .

اگر دوست داشتید زیباییهای گلاسکو را بیشتر ببینید:

وب کم زنده در  میدان جرج(مرکز شهر) از 2 زاویه  جالبه !(نیاز به سرعت بالای اینترنت هم ندارد )

عکس های بیشتر از این شهر زیبا 

درپست بعد به جشن عروسی اسکاتلندی ها می رویم.........

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 



 

شايد اگر يك روز تلفن خونمون قطع بشه، تازه پي به وجود پراهميت اين وسيله مي‌بريم. 

فکر می کنم حدس زده باشید چه کسی از مشاهیر دیگر اسکاتلند است؟

بله ...الکساندر گراهام بل این دانشمند اسکاتلندی تبار (تا اسم گراهام بل مي‌آيد، من ياد كارتوني مي‌افتم كه زمان كودكي از تلويزيون درباره زندگينامه بل پخش مي‌شد. )

گراهام بل

تولد و داستان اولين اختراع

در 3 مارس 1847 در ادينبورگ اسكاتلند كودكي به دنيا آمد كه بعدها نامش همواره با يك كلمه عجين شد. تلفن!

خيلي فكر مي كردند شايد قسمت است كه پسران خانواده پروفسور الكساندر ملويل بل همگي بر اثر سل بميرند ولي گراهام عمرش به دنيا بود. گراهام كوچولو از سن 10 سالگي شروع  به ايراد گرفتن از اسمش كرد. شايد او هم يك اسم سه قسمتي دوست داشت چرا كه در 11 سالگي پدرش را راضي كرد كه نام او را الكساندر گراهام نام نهد. اما تا آخر عمر همه او را با نام الك مي شناختند.

وي گرچه چند سالي بيش به مدارس رسمي نرفت ولي با همت خودش و تلاش خانواده‌اش از تحصيلات ممتازي برخوردار گرديد.

شايد اگر John Herdman بل را نصيحت نمي كرد كه به كارهاي مفيد پبردازد ما امروز تلفن نداشتيم. بل كوچك بعد از توبيخ شدن توسط همسايه خودشان ، جان ، به فكر كمك كردن به او افتاد. آن زمان جان در فكر پيدا كردن راهي براي تسهيل آسياب كردن گندم بود. كليد در دستان كودك كنجكاو قصه ما بود. الكساندر يك ماشين ساخت كه به وسيله پدال ، گندم را آسياب مي كرد.

الكساندر استعدادهاي ديگري هم داشت. او به سرعت خود را در زمينه هنر و شعر نشان داد. با تشويق هاي مادر و آموزشهاي غير رسمي او سريعا الكساندر به استادي در خانواده بل تبديل شد. ديگر همه او را به نام پيانيست خانواده بل مي شناختند. به همين خاطر اكساندر روز به روز به مادر خود وابسته تر مي شد.

مادر ناشنوا مي شود

از سن 12 سالگي مادر الكساندر رو به ناشنوايي گذارد. هر روز بر ميزان ناشنوايي مادر اضافه مي شد. الكساندر بسيار از اين واقعه تحت تاثير قرار گرفت. مادر براي او ارزش بسيار بالايي داشت. بل كوچك شروع به يادگرفتن يك زبان انگشتي كرد كه باعث شد بتواند صحبتها را به مادر انتقال دهد. كم كم او موفق شد يك نوع تكنيك خاص ايجاد كند كه با صداهاي خاصي  را به راحتي به مادر مفاهيم را منتقل كند. كم كم علاقه به مادر ، الكساندر را به يك مبحث علاقه مند كرد. صدا شناسي!

از آنجا كه پدر گراهام متخصص فيزيولوژي صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوايان بود علاقه و توجه او به مبحث بازيافت اصوات و صداها كاملاً طبيعي به نظر مي‌رسيد. كلا بايد خانواده بل را خانواده سخنوران دانست. پدربزرگ و عمو پدر همه از اساتيد سخنوري بريتانيا بودند. پدر رساله اي درباره اصل سخن با كرو لالها نوشت كه در زمان خود يك رساله انقلابي بود. چه كسي مي توانست بهتر از الكساندر نشان دهنده عملي بودن اين رساله باشد؟ لب خواني آموزش داده شده در اين كتاب به الكساندر هم ياد داده شد و هر جا كه الكساندر قدرت خود را در لب خواني به نمايش مي گذارد همه در بهت و حيرت فرو مي رفتند.

                                                 گراهام بل

 دستگاهي كه صدا توليد مي كرد

 

بعد از تحصيلات در كالج بود كه اكساندر يك چيز عجيب شنيد. شخصي به نام بارون ولفگانگ فون كمپلن دستگاهي براي شبيه سازي صداي انسان ساخته است. الكساندر جوان سريعا كتابي از فون كمپلن را يافت و دست به ترجمه آلماني به انگليسي كتاب زد. بعد از ترجمه بسيار سخت كتاب آنها شروع به ساخت دستگاه كردند. در اين قضيه برادر بزرگتر الكساندر يعني ملويل هم به او كمك مي كرد.

 قسمتهايي مانند ناي، گلو، شش و لب به سختي ساخته شد اما هنوز يك مشكل براي دريافت جايزه اي كه پدر تعيين كرده بود وجود داشت. پدرشان گفته بود يك جايزه بزرگ براي آنها تدارك ديده است كه اگر بتوانند چنين كاري را بكنند به آنها خواهد داد. ساختن جمجمه اي كه بتواند حتي چند كلمه صدا را توليد كند بسيار طاقت فرسا بود. آنها بعد از هزاران بار تلاش توانست جمله “How are you grandma?” را بيان كنند. البته نتيجه يك ذره اشكال داشت. شايد اگر كسي جمله “Ow ah oo ga ma ma.” را مي شنيد اصلا متوجه منظور نمي شد اما اين براي اكساندر 19 ساله تازه شروع راه بود!

 خانواده اي كه نابود شد

در 1865 وقتي خانواده به لندن مهاجرت كرد الكساندر به دفتر كارش رفت و تمام مدت را بر روي آزمايشهاي خود كار كرد. تمام پاييز و زمستان او بر روي پروژه هايش كار مي كرد و همينطور سلامتي اش رو به تحليل مي رفت. از آن طرف برادر كوچكش ادوارد با درد سل دست و پنجه نرم مي كرد. الكساندر سال بعد كاملا حالش خوب شد ولي هميشه شانس با انسان يار نيست. ادوارد آنقدر خوش شانس نبود.

در سال 1867 بل به خانه بازگشت و بر روي امتحانات مدرك دانشگاهيش كار كرد. زماني كه به خانه بازگشت برادر بزرگترش ملويل ازدواج كرده بود و مستقل شد. در سال 1870 ملويل هم به دست سل به برادرش ادوارد پيوست.

در همان سال الكساندر با بيوه ملويل و والدينش به كانادا مهاجرت كرد. در يك زمين 10.5 هكتاري كه در كانادا خريدند يك مزرعه ساختند. در همان جا  يك كارگاه براي آزمايشهايي براي كار با ناشنوايان ساخته شد .

او پيانويي طراحي كرد كه مي توانست موزيكش را به وسيله الكتريسيته منتقل كند.او سعي كرد وسيله اي بسازد كه نه تنها نتهاي موسيقي،بلكه كلمه هاي سخنراني را نيز ارسال كند. اما داستان اصلي از سال 1874 شروع شد. در تابستان بل كار خود را بر روي ساخت صدانگار شروع كرد. صدا نگار صداي برخورد يك ضربه را كه براي آزمايش به يك شيشه زده مي شد را توسط يك قلم بر روي يك ورقه ثبت كند. اين كار با يك سري از اشكال نشان داده مي شد ( مسلما همه ما چنين چيزهايي ديده ايم). در آن سال خطوط تلگراف با يك ترافيك عجيب دست به گريبان بود. بايد راه ديگري پيدا مي شد.

داستان شروع يك دوران

الكساندر يك شب تا دير وقت مشغول كار بود كه ناگهان يك باتري واژگون مي‌شود و اسيد سولفوريك آن روي لباسهاي او مي‌ريزد. بل با عصبانيت معاونش را صدا مي‌كند در حاليكه او در كارگاه زير شيرواني بود و در وضع عادي صدا به او نمي‌رسيد، ولي وجود يك سيم تلگراف كه از كارگاه زير شيرواني تا داخل اطاق خواب بل در طبقه پايين امتداد داشت باعث شد كه معاونش صداي او را بشنود. اين سيم براي انتقال اصوات نتهاي پيانو توسط الكساندر ساخته شده بود. توماس واتسون معاون بل بعد از تقريبا 40 سال اين حادثه را اينطور بازگو مي‌كند: برعكس اولين پيام تلگرافي مورس كه با جمله مقدس آنچه خدا اراده كرده است، شروع شد.

اولين تلفن ساخت گراهام بل

اولين پيام تلفني بل با اين جمله آقاي واتسون بيا اينجا با تو كار دارم آغاز گرديد. شايد اگر گراهام بل مي‌دانست كه در آستانه يك اختراع بزرگي است اولين پيام خود را با يك جمله جالب شروع مي‌كرد. آن جمله تاريخي البته اولين جمله كامل بود كه از طريق سيم ارسال شده بود.

“Mr Watson - Come here - I want to see you”

 

 

  بل اظهار نامه مربوط به درخواست ثبت حق انحصاري اختراع خود را در فوريه سال 1876 تسليم كرد و امتياز مربوط به آن چند هفته بعد به وي داده شد. (جالب اينكه شخص ديگري به نام اليشاگري در همان روز و تنها يكي دو ساعت ديرتر اظهارنامه ثبت اختراع وسيله كاملاً مشابهي را تسليم مقامات مربوطه نمود.) كمي پس از دريافت امتياز مزبور گراهام بل دستگاه تلفن اختراعي خود را در سالن نمايشگاه سنتنيال فيلادلفيا به معرض نمايش گذاشت.

 اختراع بل با استقبال گرمي مواجه شد و جايزه‌اي نيز به او اعطا گرديد. حق بهره‌برداري انحصاري از اين اختراع در قبال مبلغ يكصدهزار دلار به كپاني «وسترن يونيون تلگراف» پيشنهاد شد ولي كمپاني مزبور از خريد آن امتناع كرد. بنابراين بل و دستيارانش در ژوئيه 1877 خود به تأسيس شركتي همت گماشتند كه آن شركت در حقيقت  همين كمپاني «آمريكن تلفن و تلگراف» امروزين بود.

 تلفن از همان آغاز توفيق تجاري بسيار بزرگي روبه‌رو گرديد. اكنون نيز «آمريكن ت. ت.» بزرگ‌ترين تشكيلات بازرگاني خصوصي جهان است.

 ظاهراً بل و همسرش كه در مارس 1879 حدود پانزده درصد سهام شركت تلفن را داشتند تصور نمي‌كردند كه كمپاني آنها به زودي تبديل به شركتي با سوددهي افسانه‌اي خواهد شد. آنها طي چند ماه اكثر سهام خود را با بهاي متوسط هر سهم 250 دلار فروختند. تا ماه نوامبر ارزش سهام شركت به يكهزار دلار رسيد. در سال 1881 آنها باز هم دست به كاري غير عاقلانه زدند و يك سوم بقيه سهام باقي مانده خود را فروختند. با وجود اين در سال 1883 ثروت بل و همسرش بالغ بر يك ميليون دلار مي‌شد.

 با وجود اينكه بل در نتيجه اختراع تلفن فردي ثروتمند شده بود ولي همچنان به فعاليت‌هاي تحقيقاتي خود ادامه داد و چند وسيله سودمند ديگر، البته كم اهميت‌تر از تلفن نيز اختراع كرد. او در 29 سالگي تلفن را اختراع كرده بود و ديگر اختراع كردن به جزئي از روحيه او تبديل شده بود.بل به كارهاي مختلف علاقه داشت ولي توجه علاقه اصلي او كمك به ناشنوايان بود.

 همسرش بانويي ناشنوا بود كه بل قبلاً به او درس مي‌داد. بل دو پسر و دو دختر داشت اما پسرانش در همان اوان نوزادي از دنيا رفتند. بل كه در سال 1882 به تابعيت دولت ايالات متحده درآمده بود در سال 1922 درگذشت.

 پی نوشت:

هیچ وقت فکر نمی کردم این مشاهیر مهم  اسکاتلند ی باشند....برای خودم خیلی جالب بود امیدوارم برای شما هم جالب و مفید بوده باشه.....در قسمت بعد از شهر  گلاسکو خواهم نوشت پس....

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 



 اگر مثل من  دوستدار شان کانری هستید بد نیست از این اسکاتلندی بزرگ هم یادی کنیم(شما می دونستید که او هم اهل اسکاتلند است؟

شان کانری

 شان(یا شون) کانری Sean Connery:

 شون کانری متولد 25 آگوست 1930 در ادینبورگ اسکاتلند است و حرفه ی اصلی وی بازیگری می باشد.

کارنامه هنری کانری به سه دوره مشخص تقسیم میشود.

دوره اول سالهای دهه 1960 که با ایفای نقش باند به شهرت رسید.در دره دوم سالهای دهه 1970 که در ان با حضور در نقشهایی متنوع مثل(رابین هود) قصد رها شدن از تیپهای ثابت ((باند))و نمایاندن دیگر توانایی های بازیگری اش را داشت.و در دوره سوم که به طور مشخص از اواسط دهه 1980 با ایفای نقش ((مالون))در تسخیر ناپذیران که جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش دون را نصیب او ساخت شکل میگیرد.

 کانری از پدری که راننده کامیون بود و مادری نظافتچی به دنیا آمد.در سال 1956در نخستین فیلمش ظاهر شد و سال بعد به خدمت فاکس قرن بیستم در آمد.اما در فاکس او را چندان به بازی نگرفتند.تنها فیلم او برای این کمپانی ((طولانی ترین روز))بود که پس از فسخ قراردادش به نمایش در آمد.مهمترین نقش این دوره بازیگریش نقش دلباخته((لاناترز))در ((وقتی دیگر جایی دیگر))بود.در آن زمان منتقدی در باره او نوشت:

"نقش مفسر بی بی سی توسط تازه واردی بنام شون کانری ایفا میشود .حدس میزنم او در این حرفه پیر شود".

دلیل انتخاب کانری برای نقش باند با وجود رقبایی چون ((کری گرانت ))((ریچارد برتن))((ترور هاوارد))((پیتر فنیچ))و....در وهله اول خصوصیات فیزیکی او بود.حالت خاص بینی گونه ها و چشمهایش به قهرمان آثار فلمینگ شباهتی تام داشت.

کانری پس از اینکه پنج بار در فیلم دکتر نو((از روسیه با عشق)) ((گلد فینگر))((تندربال))و ((فقط دو بار زندگی میکنید))در این نقش ظاهر شد ، برای پرهیز از کلیشه شدن اعلام کرد که دیگر هرگز به ایفای نقش ((باند)) نخواهد پرداخت اما تهیه کنندگان برای فیلم ((الماسها ابدی هستند)) مجددا از کانری دعوت کردند.

دوازده سال پس از آن با دریافت پنج میلیون دلار دستمزد و دارا بودن حق نظارت بر کلیه مراحل تولید فیلم از نگارش تا انتخاب بازیگر و تدوین بار دیگر در((دیگر هرگز نگو هرگز))در نقش باند ظاهر شد.در دهه 1980در مقام مشهور ترین چهره فیلمهای جاسوسی در ((خانه روسیه))بر مبنای رمان جان لوکاره به ایفای نقش پرداخت.

صدای گرم و لهجه اسکاتلندی او در موفقیتش سهم بسزایی داشت.

شون کانری تا کنون دو بار ازدواج کرده است.همسر اول او دایان سیلنتو نیز بازیگر است .

از فیلمهای معروف او درباره جیمز باند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

دکتر نو
از روسیه همراه با عشق
پنجه طلایی
تاندربال
زندگی فقط برای دو بار
الماسها ابدی هستند
دیگر هرگز نگو هرگز

عکس های بیشتر او در لباس سنتی اسکاتلند

چند نکته در مود شون کانری:

پرورش اندام و ورزش سرگرمی مورد علاقه اوست تا جایی که در سال 1950به مقام سومی مسابقات ((مستر المپیا))((معتبرترین مسابقات زیبای اندام)) دست یافت.

او روی دو جای بدنش خالکوبی کرده است:در جایی نوشته شده "پدر و مادر" و در جایی دیگر نوشته شده "اسکاتلند برای همیشه"که هردو نشان از وفاداری به خانه و سرزمین مادریش دارند.

شون کانری در سال 2000به خاظر خدمات ارزنده اش به جامعه هنری سینما از سوی ملکه انگلستان لقب شوالیه گرفت.(مثل فرگوسن)

کانری که جزو معدود بازیگران اسکاتلندی است که شهرتی بین المللی پیدا کرده اند، بخشی از درآمد خود را برای کمک به جوانهای اسکاتلندی اختصاص داده است.

 وی در سال 1987 برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم "تسخیر ناپذیران" شد.

اسکاتلندی بودنش را رونمایی کرد

از مشاهیر اسکاتلند هنوز مانده اند ....پس اسکاتلند ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 



سلام

این بار می خواهم از مشاهیر اسکاتلند برایتان بگویم.کسانی که شاید برایتان باورش سخت باشد که اسکاتلندی هستند: 

آلكس فرگوسن:

آلکس فرگوسن 

آلكس فرگوسن در 31 دسامبر سال 1941 در محله گووان شهر گلاسكو (از گلاسکو هم حتما خواهم نوشت)كشور اسكاتلند به دنيا آمد.
وي در سال 1957 به عنوان بازيكن آماتور در تيم كوئينز پارك و 3 سال بعد در تيم جونستون بازي مي‌كرد.

در سال 1967 با 65000 پوند به رنجرز پيوست. در سپتامبر سال 1974 به عنوان مربي ايست استر لينگ منصوب شد ولي 3 ماه بعد از سنت ميرن سردرآورد. سال 1980 با قهرماني در ليگ اسكاتلند همراه آبردين اولين افتخار مربيگريش را كسب كرد.

در سال 1983 آبردين 1 بر صفر رنجرز را شكست داد تا جام حذفي را حفظ كند و رئال مادريد را در گوتنبرگ 2 بر 1 مغلوب كرد تا جام برندگان اروپا را به خود اختصاص دهد. در سال 1985 در پي مرگ جك استين در خلال بازي مقدماتي ولز با اسكاتلند فرگوسن مربي موقت تيم ملي اسكاتلند شد.در ۱۹۸۶اسكاتلند در همان دور اول از جام جهانى حذف شد. اين تيم در ايام مربيگرى فرگوسن ۳ پيروزى، ۴ مساوى و ۳ باخت كسب كرد و ۸ گل به ثمر رساند و ۵ گل دريافت كرد. در ۶ نوامبر، فرگوسن آبردين را رها كرد تا به عنوان جانشين ران آتكينسون معزول هدايت منچستر يونايتد را به دست بگيرد.

فرگوسن در سال 1990 اولين جامش در اولد ترافورد را با پيروزي 1 بر صفر برابر كريستال پالاس در ديدار تكراري فينال جام حذفي به دست آورد. سال بعد منچستر يونايتد در روتردام 2 بر 1 از سد بارسلونا گذشت تا جام برندگان جام را به دست آورد.

در سال 1993 انتظار 26 ساله منچستر براي قهرماني ليگ برتر خاتمه يافت. فرگوسن در ماه ژانويه با خريد روي كين از ناتينگهام فارست با قيمت 75/3 ميليون پوند ركورد نقل و انتقالات اين كشور را شكست.

در سال 1994 منچستر يونايتد چهارمين تيم قرن و ششمين تيم در كل تاريخ فوتبال انگلستان شد كه در يك فصل قهرماني در جام حذفي و ليگ برتر را با هم جشن مي‌گرفت. شياطين سرخ در فينال جام حذفي چلسي را 4 بر صفر شكست دادند.

دو سال بعد منچستريونايتد اولين تيم تاريخ فوتبال انگلستان شد كه دو بار هر دو جام ليگ و حذفي را فتح كرد. شاگردان فرگوسن در ليگ برتر از نيوكاسل سبقت گرفتند و در جام حذقي ليورپول را 1 بر صفر شكست دادند. سال 1997 فرگوسن قصد داشت با تصاحب جام قهرمانان اروپا خود را همسنگ سرمت بابسي سازد اما منچستر در مرحله نيمه نهايي به دورتموند باخت.

در سال 1999 فرگوسن شكوهمندترين فصل تاريخ منچستر را با تصاحب 3 جام اروپا و حذفي و ليك برتر رقم زد. اين مربي در ماه مي قراردادي امضا كرد كه تا سال 2002 در منچستر باقي بماند.

 در 11 ژوئن در مراسم جشن تولد اليزابت(ملکه انگلستان) نشان شواليه را دريافت كرد. در 11 اكتبر مراسم و مسابقه‌اي به گراميداشت حضور موفق او در اولدترافورد با حضور ستارگان كنوني و اسبق منچستر برگزار شد.

در دسامبر سال 1999 فرگوسن به عنوان بهترين مربي سال جهان جايزه ويژه بي.بي.سي را دريافت كرد و تيمش به عنوان بهترين تيم سال شناخته شد.

سال بعد فرگوسن در اين فصل منچستر را به ششمين قهرمانيش در ليگ برتر با اختلاف 18 امتيازي نسبت به آرسنال رهنمون كرد. وي در 8 مي فاش كرد كه پس از انقضاي مربيگريش در سال 2002 منچستر را تنها مي‌گذارد اما همچنان مي‌خواهد در اداره باشگاه نقشي داشته باشد.


فرگوسن اولين مربي است كه با يك تيم انگليسي فاتح 3 جام متوالي ليگ مي‌شود. در 27 فوريه سال 2002 منچستر اعلام كرد كه فرگوسن قراردادش را يك روز پس از پيروزي 5 بر 1 برابر نانت فرانسه در ليگ قهرمانان اروپا به مدت 3 سال ديگر و تا سال 2005 تمديد كرده است.

سال 2005 آغاز فشارها بر فرگوسن بود. در ليگ برتر پس از چلسي و آرسنال سوم شد. در جام اتحاديه حذف شد. در جام حذفي در فينال مغلوب آرسنال شد و بلاخره در ليگ قهرمانان اروپا در مرحله يك هشتم نهايي در مقابل آ.ث ميلان حذف شد.

افتخارات با منچستريونايتد:

قهرمانى جام حذفى انگلستان در سال ۱۹۹۰
قهرمانى سوپر جام اروپا در سال ۱۹۹۱
قهرمانى جام حذفى انگلستان در سال ۱۹۹۲
قهرمانى لیگ برتر انگلستان در سال ۱۹۹۶
قهرمانى جام خیریه انگلستان در سال ۱۹۹۶
قهرمانى لیگ برتر انگلستان در سال ۱۹۹۷
قهرمانى جام خیریه انگلستان در سال ۱۹۹۷
قهرمانى لیگ برتر انگلستان در سال ۱۹۹۹
قهرمانى جام حذفى انگلستان در سال ۱۹۹۹
قهرمانى لیگ قهرمانان در سال ۱۹۹۹
قهرمانى جام بین‌قاره‌اى در سال ۱۹۹۹
قهرمانى لیگ برتر در سال ۲۰۰۰
قهرمانى لیگ برتر انگلستان در سال ۲۰۰۱
قهرمانى لیگ برتر در سال ۲۰۰۳
قهرمانى جام حذفى در سال ۲۰۰۴
قهرمانى جام اتحادیه انگلستان در سال ۲۰۰۶
قهرمانى لیگ برتر انگلستان در سال ۲۰۰۷
قهرمانى لیگ برتر انگلستان در سال ۲۰۰8
قهرمانى لیگ قهرمانان در سال 2008
ساير افتخارات فرگوسن:

قهرمانى ليگ برتر اسكاتلند در سال ۱۹۸۰
قهرمانى جام اتحاديه اسكاتلند در سال ۱۹۸۲
قهرمانى جام حذفى اسكاتلند در سال ۱۹۸۲
قهرمانى جام حذفى اسكاتلند در سال ۱۹۸۳
قهرمانى جام برندگان جام اروپا در سال 1۹۸۳
قهرمانى جام حذفى اسكاتلند در سال ۱۹۸۴
قهرمانى ليگ برتر اسكاتلند در سال ۱۹۸۴
قهرمانى ليگ برتر اسكاتلند در سال ۱۹۸۵
قهرمان جام حذفى اسكاتلند در سال ۱۹۸۶


 مشاهیر اسکاتلند مانده اند .....پس اسکاتلند ادامه دارد...

+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 



Copyright © 2008 - Designed By amir abtahi