تبليغاتX
سپیده

خرداد پارسال بود و من مشغول امتحانات پایان ترم بودم.یک شب که داشتم برای امتحان روز بعد خودم رو آماده می کردم  دل شوره عجیبی پیدا کردم  و  نمی دونم چرا به عرفان تلفن زدم گویا حالش خوب نبود و از پیش دکتر می آمد....

چند روز بعد  ازم پرسید وبلاگشو خوندم یا نه؟! منم گفتم نه.....چند روز گذشت دوباره ازم خواست به وبش  سر بزنم ...من هم همین کارو کردم و غافلگیر شدم چون اینو دیدم.نمی دونم چه حسی داشت که این تصمیم رو گرفته بود....شاید برای تلفن اون شب... 

 فردا ۶ خرداد است و من یک سال شده که این وبلاگ رو هدیه گرفتم و این بهانه ای شد تا دوباره از دوست خوبم تشکر کنم.

اما نمی دونم تا چه اندازه مطالب این وبلاگ براتون جالب بوده پس منو با نظراتتون راهنمایی کنید .مرسی

پی نوشت: ادامه آرژانتین هم از پست بعد ان شا الله ...

+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط سپیده  | 



Copyright © 2008 - Designed By amir abtahi