مغولستان:قسمت آخر

فکر می کنم نفرین چنگیز خان یا  خوانندگان این وبلاگ دامنم را گرفته بود    چون آنقدر کار به سرم ریخته بود که وقت سر خاراندن هم پیدا نمی کردم چه رسد به آپ کردن این وبلاگ!

در عوض حالا که آمدم با دستی پر آمده ام ...امیدوارم از خواندن این مطالب لذت ببرید نه این که دعا کنید این طرفا پیدایمان هم نشود!

یکی از جشنها و مراسم مهم مغول ها  فستیوال نادام  می باشد.نادام در زبان مغولی به معنی بازی ، رقابت و مسابقه است.
این مراسم همه ساله در تمام مناطق کشور مغولستان در تاریخ های مختلف برگزار می شود.معمولا هم این تاریخ بین ۱۱ تا ۱۳ جولای که تاریخ استقلال کشور مغولستان است ،برگزار می شود.

در این جشن،سه ورزش معروف مغول ها برگزار می شود:کشتی مغولی،اسب سواری و تیر اندازی با کمان.


زن های مغولی ،در مسابقات تیر اندازی با کمان و دختر خانم ها در اسب سواری می توانند شرکت کنند اما نمی توانند در رقابت های کشتی شرکت کنند.می گویند که در قدیم،یکی از خانم های مغولی به جای برادر خود با یکی از کشتی گیران مرد مسابقه می دهد در حالی که کسی متوجه نمی شود که او زن است.درپایان نیز این خانم،کشتی گیر مرد را شکست می دهد و همه متوجه می شوند که چه اتفاقی افتاده است.مسئولین این رقابت ها نیز برای جلوگیری از اینگونه اتفاق ها،قانون جدیدی وضع می کنند که بر اساس آن هیچ کشتی گیری نمی تواند سینه ی خود را بپوشاند.
معمولا در رقابت های اسب سواری،افراد نوجوان و خردسال شرکت می کنند.
مهمترین نادام در اولان باتور (پایتخت مغولستان) برگزار می شود.
رقابت های ورزشی نادام پس از مراسم افتتاحیه که شامل:معرفی مراسم،رژه ،معرفی ورزشکاران و رقص و آواز است،آغاز می شوند.
مغول ها بعد از مراسم و رقابت ها،نوعی غذا می خورند که آن را hoshur می نامند. عقیده ی آن ها بر این است که نادام بدون این غذا نادام نمی شود.
در نادام امسال ، ۵۱۲ کشتی گیر،۲۰۰ تیرانداز با کمان و ۱۰۰۰ اسب سوار در استادیوم اولان باتور با هم به رقابت پرداختند.

 منطقه مهم دیگر در مغولستان بیابان گبی :

بیابان گبی یک منطقه بیابانی بزرگ در شمال چین و جنوب مغولستان است. لغت گبی در زبان مغولی به معنای بیابان می‌باشد. این بیابان از اطراف با رشته کوه آلتای و چمنزارها و استپ های مغولستان در شمال، فلات تبت در جنوب غربی و دشت چین شمالی در جنوب شرقی احاطه شده و از دیدگاه بوم‌شناسی و جغرافیایی به چند منطقهٔ متمایز و منفک تقسیم می‌شود که از نظر تغییرات جوی و نیز از لحاظ موقعیت مکانی با یکدیگر متفاوت هستند. این بیابان به عنوان خاستگاه امپراتوری بزرگ مغول و در بر دارندهٔ چند شهر مهم واقع در جاده ابریشم در طول تاریخ حائز اهمیت فراوان بوده است.

 در آخر جالب است بدانید:

ويرانه‌هايي از دو دهکده باستاني در بخش شرقي منطقه خود مختار مغولستان داخلي در شمال چين کشف شد.
يکي از اين دهکده‌ها که تنها 1200 متر مربع از وسعت 200 هزار متر مربعي آنها کشف شده است نزديک به پنج هزار سال قدمت داشته و براي اولين بار در کاوش‌هاس فصل بهار باستان‌شناسان شناسايي شده بود.

باستان‌شناسان با اعلام کشف خانه‌ها و مقبره‌هايي در اين دهکده‌ اعلام کردند،‌ اشيايي همچون سفالينه‌هاي حفره دار مانند، جام و کاسه که براي اولين بار در ويرانه‌هايي باستاني در شمال شرق چين ديده مي‌شدند در اين منطقه کشف گرديده بودند.

علاوه بر آن آثاري از استخوان گوزن و حيواناتي کوچک در اين روستا کشف شد که نشان مي‌داد ساکنان اين منطقه از راه شکار زندگي مي‌کردند.

دهکده ديگر که در منطقه‌اي به نام نانبائوليگاتو شناسايي شد، 10 هزار متر مربع وسعت داشته و بيش از 200 شي سفالي، سنگي و يشمي در آن کشف شده بود.

به گفته باستان‌شناسان برخلاف روستاي نخست، ظروف به دست آمده در اين روستاي دوم از جنس يشم سفيد بوده که پيشتر در سکونتگاه‌هاي درياچه بايکال روسيه ديده شده بودند.

کارشناسان اين يافته‌ها را اطلاعات زنده و تازه‌اي براي تحقيق و تفحص از فرهنگ باستاني منطقه مغولستان معرفي کرده اند.

دو لینک جالب هم برای حسن ختام مغولستان:

تصاویر بسیار زیبا از مغولستان

حجاب در مغولستان

منابع:

ویکی پدیا

بزرگترین وبلاگ جهان شناسی

خبرگزاری اجتماعی و فرهنگی میراث آریا

بیابان ها و کویر ها

موشکافی دنیا

کرکوک دات نت

همشهری آنلاین

 

 

 


 

مغولستان:قسمت چهارم

اولين حرکت به سمت غرب ؛ فتح ايران و قلمرو خوارزمشاهيان به دست چنگيز خان :

چنگيز خان رفته رفته علاقه خود را نسبت به جنگ با چين از دست داد و در عوض توجه خود را معطوف به غرب کرد . در سال 1218 او فرمانده خود را به سمت غرب فرستاد و امپراطوري قراختايي را فتح کرد ، بدين ترتيب با قلمرو ايران و حکومت خوارزمشاهيان همسايه شد .

چنگیز می خواست با خوارزمشاهیان روابط بازرگانی داشته باشد به همین دلیل کاروانی از بازرگانان را به ایران فرستاد اما حاکم یکی از شهرهای مرزی ایران به بهانه ی این که در کاروان تعدادی جاسوس وجود دارد آن را غارت کرد و بیش تر بازرگانان را کشت و  سفيران چنگيز را با سوزاندن ريشهايشان تحقير کرد . از جايي که چنگيز سفيران را  هم به هدف ايجاد صلح فرستاده بود با اين اقدام غضبناک شد.( البته به نظر من حق داشته خشمگین بشه چون  ایرانی ها کار بسیار  اشتباه و احمقانه ای مرتکب شده بودند....پس نتیجه می گیریم حمله مغول به ایران هم تقصیر خوده ایرانیان بوده!)

 چنگيز که به دنبال بهانه اي براي حمله به قلمرو ايران بود براي بزرگترين عملياتي که تا به حال به انجام رسيده بود آماده شد و نيرويي جمع آوري کرد که مجموعاً به حدود نود تا صد و ده هزار نفر مي رسيدند . توانايي نظامي خوارزمشاه در شمارش مجموعاً دو تا سه برابر اين مقدار بود اما سپاه چنگيز انضباط بهتري داشته و بيش از همه فرماندهي قدرتمندتري در اختيار داشت .

حمله اصلي به وسيله خود چنگيز خان فرماندهي مي شد که همراه با فرمانده سوبه دئي در امتداد بيابان قزل قوم حرکت کردند و از جناح خارجي به نيروهاي خوارزميان حمله ور شدند . برنامه چنين بود که بيابان قزل قوم عملاً عبور ناپذير در نظر گرفته مي شد که خود فرصت بزرگي را براي متعجب ساختن دشمن فراهم مي ساخت . چنگيز و سپاهش در بيابان ناپديد شدند و سپس ناگهان بدون آن که معلوم شود از کجا آمده اند در برابر شهر بخارا ظاهر شدند . پادگان شهر سراسيمه شد و به سرعت شکست خورد .

 پس از آن چنگيز به سمت سمرقند پايتخت امپراطوري خوارزمشاهيان لشکر کشيد . اين شهر باشکوه از لحاظ دفاعي قوياً استحکام يافته بود و پادگاني متشکل از صد و ده هزار مرد جنگي داشت که در شمار بر سپاه محاصره کننده چنگيز برتري داشت . انتظار بود شهر براي ماهها مقاومت کند اما تنها طي ده روز در نوزدهم مارچ 1220 ميلادي ديوارهايش مورد نفوذ قرار گرفت .

 پس از سقوط سمرقند ، مغول ها قسمت هاي عمده امپراطوري را در نورديدند . ميزان تخريب عميق بود ، شهرها با خاک يکسان مي شدند و اجتماعات قتل عام مي گشتند . در شهر مرو گزارشات از اعدام هفتصد هزار نفر حکايت دارند . در سمرقند زنان مورد تجاوز قرار گرفتند و براي بردگي به فروش رفتند . ميزان تباهي و ويراني چنان شديد بود که امپراطوري خوارزمشاهيان در آستانه پاک شدن از تاريخ قرار گرفت .

 فتح خوارزم نيز يک اتفاق قابل ذکر ديگر بود . خوارزم شاه پس از شکست به سمت غرب گريخت و سوبه دئي با نيرويي متشکل از بيست هزار نفر او را تعقيب کردند . خوارزمشاه درگذشت با اين حال سوبه دئي همچنان به مسير خود ادامه داد . او سپاه خود را به شمال برد و سپاهي بسيار پرشمارتر از نيروهاي روسي کومايي را در سواحل رودخانه خالکا شکست داد . او به مسير خود ادامه داد و قبل از اين که بازگردد به بلغار هاي ولگا حمله کرد . آنچنان که به وسيله تاريخ مشهور گيبونز گفته شده است لشکر کشي سوبه دئي يکي از تهور آميزترين و جسورترين لشکرکشي هاي تاريخ بود چنان که احتمال نمي رود ديگر هرگز تکرار شود .

در زمان حمله مغول ها ، خوارزمشاه سپاهي براي جنگ با مغولان در ميدان نبرد تدارک نديد . استراتژي خوارزمشاه متکي بر پادگانهاي بزرگ شهري که در شمار بر سپاهيان محاصره کننده ي مغول برتري داشتند ، بود. اين استراتژي البته در هر صورت شکست خورده بود . تنها مقاومت به خوبي سازمان بندي شده بر عليه مغولها از ناحيه جلال الدين صورت گرفت . او پس از سقوط سمرقند يک نيروي مقاومت در افغانستان امروزي تشکيل داد . در پروان او يک نيروي مغول به فرماندهي يکي از فرزندخواندگان مغول را شکست داد و تنها شکست مغول را در تمامي مدت جنگ رقم زد .

 چنگيز ، جلال الدين را تحت تعقيب قرار داد و سپاه او را در رودخانه سند در هم کوبيد . شکست جلال الدين به معني تحکيم حاکيمت مغول بر ماوراء النهر بود . با اين حال بخش هاي جنوبي امپراطوري خوارزمشاهيان دست نخورده باقي ماند و بعدها تبديل به مجموعه اي از ايالت هاي مستقل شد . گفته شده است وقتي پيش قراولانشان با ديدن حيواني تک شاخ روحيه خود را باختند ، مغولان تصميم گرفتند بيشتر پيشروي نکنند .

سلامتي چنگيز  در سني نزديک به شصت سال رو به ضعف مي رفت . او در صدد جستجوي راهب افسانه اي دائوئيست ، چانگ چون برآمد تا اکسير جاودانگي را به دست آورد . از جايي که چانگ چون هيچ اکسير جادويي نداشت آرزوي او تحقق نيافت اما چنگيز هوشمندي او را ستايش کرد و آن دو دوستاني خوب براي يکديگر شدند . به دنبال ملاقات با راهب دائوئيست چنگيز به کار اداره رعاياي خود بازگشت .

 بر خلاف آتيلاي تاتار و اسکندر بزرگ ، چنگيز به اهميت جانشيني مسالمت آميز پس از مرگ خود واقف بود . قبل از کامل کردن کار فتح امپراطوري خوارزمشاهيان او با دقت پسرش اوگه دئي ( Ogedei Khan ) را به عنوان جانشين خود انتخاب کرده بود . پس از اين که چنگيز به مغولستان بازگشت تا کار استحکام بخشيدن به دستگاه اداري امپراطوري خود را به اتمام برساند . در سال 1226 چنگيز خان سپاه خود را برعليه زيزيا به حرکت در آورد و پايتخت آن را به تصرف خود در آورد .

درگذشت چنگيز خان :

در حالي که جنگ او عليه زيزيا آخرين جنگ او بود مدت کوتاهي پس از آن در اوت 1227 ميلادي چنگيز خان در سن شصت سالگي درگذشت . علت مرگ همچنان نامشخص است و فرضياتي از قبيل جراحات داخلي پس از يک حادثه طي شکار ، تا مالاريا و یا غيبگويي تانگوت ها مطرح شده اند .

در زمان مرگ او امپراطوري مغول از درياي زرد تا درياي خزر امتداد داشت . هيچ امپراطوري ديگري در تاريخ چنين گسترش فوق العاده اي در زمان حيات يک مرد را به خود نديده است . هر چند چنگيز خان خرابي فراواني در فتوحاتش به وجود آورد اما روشن است که او قصد نداشته است همانند هيتلر دست به نسل کشي بزند اگر چه تلفات جنگي آن از هر چيزي در تاريخ فراتر رفته است . آرزوي چنگيز فتح بود و هرگاه تسليم ديده مي شد از خونريزي پرهيز مي شد .

او به طور استثنايي نسبت به آنان که از او حمايت مي کردند احترام آميز برخورد مي کرد و براي او نامعمول نبود که با دشمنان ضعيفش دوستي کند . در هر حال چنگيز يک استراتژيست ممتاز نظامي و فرمانده اي مستعد و خارق العاده بود که باعث شده است او را تبديل به يکي از فريبنده ترين چهره هاي تاريخ کند .

 مجسمه یاد بود چنگیز

آرامگاه چنگیز خان در مغولستان مرکزی واقع در کشور چین یکی از آرامگاه های نامدار جهان است. همانطوری که می دانید، بقایای چنگیز خان هیچوقت یافت نشد و این مسئله در آن موقع موجب ترس بیشتر مردم مغول گردید. این آرامگاه افسانه ای به یاد وی و برای زنده نگاهداشتن خاطره یکی از امپراتورهای بزرگ جهان در مغولستان مرکزی بنا گردیده است.

البته خبری منتشر شده از کشف کاخ و مقبره چنگیز که می توانید در اینجا بخوانید...

 و این بود سرگذشت چنگیز خان مغول...

پی نوشت:

در پست بعد که قسمت آخر مغولستان است با دیدنی های این کشور  بیشتر آشنا می شویم...

 

مغولستان:قسمت سوم

سلام بر دوستان همسفر...

نمی دونم چرا در پست قبل زندگی چنگیز خان مورد توجه  قرار نگرفت!؟...حتی عده ای از دوستان فقط اظهار تنفر کردند....

درسته که ما ایرانیان خاطره ی خوشی از این امپراطور نداریم اما آیا به نظر شما کسی که قرار است یک سفر به مغولستان برود لازم نیست اطلاعاتی از  چنگیز خان مغول داشته باشد؟

در صورتی که مردم مغول احترام زیادی برای او قائل هستند و حتی عکس جناب چنگیز را روی اسکناس  و پول رسمی کشورشان چاپ کرده اند و مثل ما که کوروش برایمان مهم است چنگیز برایشان حکم تمدن و تاریخ شان را دارد....

باور نمی کنید؟ پس  به اینجا یک سر بزنید.....چنگیز در مغولستان ...کوروش بزرگ در ایران

اما  حکومت و لشکر کشی های چنگیز:

سال 1206 ميلادي ، آغاز امپراطوري چنگيز خان :

در سال 1206 تموچين  عنوان چنگيز خان ( Ghengis Khan ) را براي خود برگزيد . او درباره ساختارها و قوانين امپراطوري جديد خود فرمان هايي صادر کرد . براي تضمين پايداري اجتماعي و هماهنگي بين مردم قبايلي که متحد کرده بود ، يک تشکيلات فراگير نظامي که تمامي مردم امپراطوري را در بر مي گرفت ، به وجود آورد . تمامي جمعيت به واحدهايي تقسيم شده بود که هر کدام متعهد به آماده داشتن تعداد مشخصي از جنگجويان در زمان مورد نياز بودند .

چنگيز خان توسعه يافته ترين دولت را تا زمان خود در استپ به وجود آورد . اردوهاي مغول تحت حاکميت او به زودي خود را به عنوان منضبط ترين ، قدرتمندترين و ترسناکترين سپاهي که از استپ سرازير شده بود اثبات کرد .

جنگ مغول ها در شمال چين :

چنگيز خان امپراطور تمامي آنان که در چادرهاي نمدي مي زيستند شد اما روياي او فتح جهان بود.

او ابتدا مردان خود را در اردوهايي برعليه امپراطوري زيزيا در غرب چين فرماندهي کرد .

در سال 1211 چنگيز خان 65 هزار مرد جنگي را با خود همراه کرد و بر عليه امپراطوري چين لشکر کشيد . با کمک آنگوت ها که مردمي بودند که در مرزهاي شمالي چين سکونت داشتند ، چنگيز خان به سادگي از موانع دفاعي عبور کرد و وارد سرزمين چين شد . او با برجاي گذاشتن دنباله اي از غارت مناطق طي مسير ، سرانجام با نيروي بزرگي متشکل از حدود صد و پنجاه هزار نفر جنگيد و آنها را شکست داد . چنگيز خان سپاه خود را تقسيم کرد و حمله اي از چند جهت عليه چين به راه انداخت . او و فرماندهانش چندين ضربه کاري به امپراطوري چين وارد کردند از جمله گذرگاه استراتژيک جويونگ را در اختيار گرفتند . چنگيز در طي يک محاصره زخمي شد و نيروهايش عقب نشيني کردند ، به دنبال اين حادثه نيروهاي چين شروع به پس گرفتن مناطق از دست رفته کردند .

در سال 1213 مغول ها پس از اين که دريافتند امپراطوري چين مواضع خود را استحکام بخشيده ، بازگشتند . چنگيز سپاه خود را به سه بخش تقسيم کرد ؛ يکي تحت فرماندهي خود او و دو تاي ديگر تحت فرماندهي پسرانش بودند . سه سپاه مغول امپراطوري چين را تاراج نموده و از ميان بردند و تا سال 1214 بيشتر منطقه شمال رودخانه زرد و هوانگهو به دست مغولان افتاد ...

 

برای این که خسته نشید ماجرای حمله مغول به ایران باشد برای پست بعد....البته اگر موافق باشید!

مغولستان:قسمت دوم

 همان طور که قبلا اشاره شد  قبایل چادر نشین حدود دو هزار سال پیش ، از غرب زمین های کشاورزی چینی ها را مورد غارت و چپاول قرار می دادند . بنابراین چینی ها حدود 200 سال پیش از میلاد ، دیوار معروف چین را برای جلوگیری از نفوذ این قبایل چادر نشین ساختند . بعدها نام این قبایل ، " مغول " ( Mogol ) نام گرفتند که بر گرفته از نام یکی از رهبران آنها ، " چنگیز خان " ( Ghengis Khan ) می باشد . اوج حکومت مغولان نیز دوران حکمرانی چنگیز خان مغول بود ، چنگیز خان یکی یکی امپراطوری های بزرگ آسیایی را فتح کرد ، از منطقه ی هیمالیا و هند گرفته تا دریای سیاه و کشورهای اروپای شرقی ولی پس از مرگ چنگیز و در قرن 14 میلادی دوران افول قدرت مغولان آغاز شد ، در این هنگام ، در نتیجه ی طغیان چینی ها که در آن زمان بسیاری از مناطق این کشورتحت تسلط مغولان بود ، کشتار وسیعی آغاز شد ، رقم دقیقی از میزان کشته شدگان در دست نیست ولی احتمالا آمار تلفات بیش از 500 هزار تن بوده است .

اما چنگیز خان که بود؟ آیا تا به حال از زندگی او چیزی شنیده اید؟

ظهور چنگیز خان مغول :

رهبر خانواده مغولی کياد ، يسوگئی از فرزندان يک فرمانده جنگی ( خان ) در پادشاهی سابق مغول بود . در سال 1162 يسوگئی و همسرش دارای فرزندی به نام تموچين ( Temujin ) شدند که بعد تبديل به چنگيز خان شد .

 وقتي تموچين نه ساله بود پدرش به وسيله رهبران تاتار مسموم شده و جان باخت . از جايی که تموچین برای فرماندهی بسيار جوان بود ، مردان خاندانش او را رها کردند .

 تموچين و خانواده اش ( در مجموع هفت نفر ) به متروکه ترين مناطق استپ حرکت کردند و در کمال فقر و تنگدستی از ريشه های گياهان و جوندگان به عنوان غذا استفاده می کردند . تموچين حوادث بسياری از تعقيب دزدان اسب تا اسارت به دست دشمنان را از سر گذراند ، وقتی تموچين شانزده ساله شد قبيله مرکيد به خانواده اش حمله کرد و همسرش را از او جدا نمود . (شبیه داستان جومونگ شد!)

تموچين با سپاهی از پنج مرد قادر نبود اين در مقام تلافی از خود واکنش نشان دهد و بدين ترتيب به يک دوست قديمی پدرش از قبيله کرييد ، یعنی طغرل خان روی آورد و او نيز به نوبه خود از رهبر اتحاديه ای از مغول ها ، جاموقا طلب ياری کرد . آنها با يکديگر مرکيدها را شکست دادند و تموچين همسر خود را بازيافت .(پس همیشه پای یک زن د رمیان است)

 تموچين به سرعت از متحدان قدرتمندش به خصوص جاموقا که خود نيز يک مغول بود و از دوستان دوران کودکيش به شمار می رفت استفاده کرد و تبديل به چهره شناخته شده ای در استپ شد . تموچين و جاموقا بر بسياری از خاندان های مغول کنترل يافتند اما اين برای تموچين کفايت نمي کرد . طبق برخی گفته ها ، يک روز در حالی که تموچين و جاموقا در پيشاپيش مردان مغول در حال اسب سواری بودند در حالی که جاموقا برای برپايی چادر توقف کرده بود ، تموچين تصميم گرفت به راه ادامه دهد . بدین ترتیب تموچين از جاموقا بريد و مغولها به دو دسته تقسيم شدند .

 خصومت ها به زودی بين دو گروه شعله ور شدند . در درگيری که به دنبال اتفاقی کوچک رخ داده بود ، تموچين شکست خورد و به تبعيد فرستاده شد . با اين حال تموچين ده سال بعد بازگشت و موقعيت خود را دوباره تحکيم بخشيد .

 از اينجا به تدریج فتح مناطق مختلف مغولستان را آغاز کرد که چندين سال به طول انجاميد . بطور خلاصه تا سال 1204 تموچين تمامي مخالفين خود را سرکوب کرد. او پیش از این تاتارها ، قبيله کرييدهای تحت فرماندهی طغرل خان که به او خيانت کرده بود ، نايمنها ، مرکيدها و خاندان های مغول تحت فرماندهی جاموقا را شکست داده بود .

ادامه داستان چنگیز خان  در قسمت بعد....

 

مغولستان:قسمت اول

 

سفر به این کشور  شاید آخرین گزینه برای جهانگردی باشد اما برخلاف ظاهرش شگفتیهای بسیاری دارد

که امیدوارم از دست ندهید...

با هم کوله هایمان را  می بندیم برای سفر به مغولستان

مغولستان به در خواست  حسین آقا(گردشگران)  :

مُغُولِستان (به مغولی: Monggol ulus.svg ) کشوری است در مرکز آسیا. پایتخت آن اولان باتور است. پایتخت این کشور، سردترین پایتخت‌ها در میان کشورهای جهان است.

این کشور با مساحتی حدود پهنه ایران   (۱٬۵۶۵٬۰۰۰  کیلومتر مربع) جمعیت اندکی دارد ( ۲٬۰۹۵٬۰۰۰ نفر ) به طوری که تعداد جمعیت این کشور حتی از سکنه شهر کرج نیز کمتر است.!!

در بین كشورهای چین و روسیه قرارگرفته و یكی از كم تراكم ترین كشورهای جهان از نظر جمعیت است. قسمت اعظم این سرزمین از یك فلات، با ارتفاع 1500 متر كه چمنزاری غیر قابل كشت به شمار می­رود، تشكیل شده است.

در جنوب آن نیز، صحرای « گبی» با بارش سالانه 13-10 سانتی متر، گسترده شده است. میانگین دمای هوا در ماه بهمن، به 34 درجه زیر صفر می رسد!....... اکثر مناطق در این کشور تابستان‌ها هوای گرم و در زمستان‌ها هوای بسیار سرد دارد.

کشور مغولستان زادگاه و خاستگاه قوم مغول می‌باشد که از دیرباز میان سرزمینهای آسیایی نمادی از خشونت و خونریزی بوده اند.نخستین مردمانی که از مغولستان برخاستند و کشورهای چندی را به ویرانی کشیدند هونها به رهبری آتیلا بودند.

مغولها بیش از هر کشوری به چین دست درازی می‌کردند و امپراتوران چین برای آسایش از دست ایشان دست به ساخت دیوار چین زدند. ( حتما   قضیه ی چنگیز را در قسمتهای بعد  می نویسم )

زبان رسمی مغولستان   خالخا- مغولی  است.

مردم این کشور به سوارکاری و رزم علاقه زیادی دارند.

ذخایر زیرزمینی آن نفت، سنگ آهن، طلا، مس و روی است.

۵۰ درصد از مردم بودایی، ۶ درصد مسیحی و ۴ درصد مسلمان هستند.

این کشور تا سال ۱۹۹۰ زیر نظر شوروی سابق سیاست‌های خود را جهت‌دهی می‌کرد. دموکراسی و خصوصی‌سازی پس از فروپاشی شوروی سابق وارد کتاب لغات این کشور شد.

ادامه دارد...