دانمارک:قسمت سوم
و این هم یکی از مکانهای دیدنی دانمارک با تشکر از دوست خوبم صدف که در جمع آوری این اطلاعات به من کمک کرد.![]()
پری دریائی که سمبل کشور دانمارک میباشد در مکانی بنام لنگه لینیه ( با فتحه روی لام) که بزرگترین مکان توریستی دانمارک میباشد قرار دارد.
هر ساله توریستهای زیادی از آنجا دیدن میکنند. مجسمه در سال 1913 در این مکان واقع شده این مجسمه همان اندازه برای توریستها و مردم دانمارک با ارزش هست که برج ایفل در فرانسه. ![]()
مجسمه روی یک سنگ بزرگ قرار داردو به طرف دریا نگاه میکند.این مجسمه که نصف آن انسان است و نصف ماهی به بلندی 1و25 متر و 175 کیلو وزن دارد. .هر ساله تخمین زده اند 1 میلیون توریست از آن دیدن میکنند.
گويا اين مجسمه از مدت ها قبل براي دانمارکي ها پر اهميت محسوب ميشده، به طوريکه هم هانس کريستين اندرسن از اون در داستان هاش نام برده و هم والت ديزني با اقتباس از اون فيلم ساخته است. چند جا هم که سرچ کردم گفته شده اهميت اين مجسمه براي دانمارک، مثل اهرام ثلاثه براي مصره.![]()
اين پري دريايي اسمش ” The little Mermaid” هست که يکي از داستان هاي معروف هانس کريستين اندرسن هم به همين نامه .
گفتم هانس کریستین اندرسون، ببینم شما میدونستید او دانمارکی بوده؟ خوبه کمی هم از این نویسنده محبوب براتون بگم:

تصویر بالا:مجسمه هانس کریستین اندرسون در کپنهاک
بدون شک پرآوازه ترین نویسنده دانمارکی در سطح جهان هانس کریستین آندرسن (دانمارکی: H.C. Andersen)، نویسنده افسانه های مشهوری چون پری کوچک دریایی (دانمارکی: Den Lille Havfrue) و جوجه اردک زشت (دانمارکی: Den Grimme Ælling)، می باشد.
هانس کریستین اندرسون (دوم آوریل 1805 – چهارم اوت 1875)، متولد شهر اُدنز (Odense) در دانمارک است؛ پسر یک کفاش فقیر و یک مستخدمه. در نوجوانی، بهعنوان نقال نمایشنامهها و خواننده به شهرت رسید. در چهاردهسالگی به پایتخت، کپنهاک، عزیمت نمود و مصمم شد تا در صحنهی تئاتر به موفقیت ملی دست یابد. اما بهنحو تأسفباری ناکام ماند؛ اما دوستان بانفوذی در پایتخت پیدا نمود که جهت جبران تحصیلات ناقصش از او در مدرسهای ثبتنام به عمل آوردند. از مدرسه متنفر بود، بهطوریکه در سن هفدهسالگی در کلاس دوازدهسالهها حاضر میشد و مدام مورد تمسخر شاگردان و معلمان قرار میگرفت.![]()
در 1829 اولین کتابش- شمارش یک پیادهروی (An Account of a Walking Trip)- منتشر شد. پس از آن بهطور منظم کتابهایی منتشر نمود. در ابتدا کتابهایی که برای بزرگسالان نوشته بود به نظر خودش مهمتر از فانتزیهایش بودند، اما به مرور زمان دریافت که همین داستانهای عامیانه وجوه پایداری از زندگی بشری و شخصیت داستانی را آشکارا و به شکلی مسحورکننده به تصویر میکشند. این امر دو پیآمد داشت. نخست اینکه دیگر داستانهایش را بهعنوان سرگرمیهایی که مختص کودکان نگاشته شده در نظر نمیگرفت و دوم اینکه بهجای بازگویی قصههای سنتی، نگاشتن داستانهای خود را آغاز نمود.![]()
او زمانی گفته که ایدههای داستانهایش «مانند بذری کاشتهشده در ذهنش هستند که تنها به بوسهی تلألویی از خورشید یا قطرهی دارویی نیاز دارند تا بشکفند.»![]()
او بهطرز ظریفی مردمی را که دوست میداشت یا از آنها متنفر یود در قالب شخصیتهای داستانهایش ارایه میداد: زنی که از پذیرش عشقش امتناع کرده بود در «ماهیبانوی کوچولو» (Little Mermaid) به شاهزادهای احمق بدل میشود؛ زشتی و خباثتش، یا خیالپردازیهای پدرش برای میراثخواری از یک خانوادهی قدرتمند و متمول، در «جوجهاردک زشت» (Ugly Duckling) بازتاب مییابد.
در اوایل 1846 ترجمهی داستانهای هنس اندرسون به انگلیسی آغاز شد. از آن پس، کتابهای متعدد، آوازهای هالیوودی و انیمیشنهایی از دیزنی به استمرار اشتهار داستانهایش در جهان انگلیسیزبان یاری رساندهاند.
اندرسون در سال ۱۸۷۵ در سن هفتاد سالگی، دیده از جهان فروبست.
در ایران مترجمانی چون محمود ابراهیم الدسوقی، علی اسلامی و محمد علی اخوان در ترجمه آثار این نویسنده به زبان فارسی، فعالیت کرده اند.
ادامه دارد...